تو را دوست می دارم نه برای فراموش کردن شبهای گریه تو را دوست می دارم نه برای آنکه شب ظلمانیم را با ماه وجودت مهتابی کرده ای تو را دوست می دارم نه برای محبتی که به من ابراز می داری تو را دوست می دارم نه به خاطر آن اندام اغوا کننده زنانه ات تو را دوست می دارم نه به خاطر آن خنده ها که تو را مانند یک فرشته می کند تو را دوست می دارم نه چون دلداده آن قلب معصوم و پاک تو باشم تو را دوست می دارم نه از برای آنکه از مشکلات خویش رهایی یابم تو را دوست می دارم نه از برای پیچش موهایت که دیوانه ام می کند. تو را دوست می دارم نه به خاطر چشم های سیاهت که لانه غم است. تو را دوست می دارم به خاطر خودت و فقط به خاطر خود تو. به خاطر وجودت و به خاطر آن غنچه ناشکفته ای که سالها در مقابل باد پرپر شده است و نیاز به ترمیم دارد تا بشکفد. نیاز به زمان دارد تا به آفتاب زیر ابرها سلام کند و بخندد و آه از این خنده های تو که مرا به سرزمین رویاها می برد. ای رویاهای من, مرا در آغوش بکش تا این تن خسته را تا پایان عمر با هم آغوشی تو , شاد کنم.


/ 0 نظر / 14 بازدید